زنی که رو به روی من نشسته بود مثل خیلی از زنهای دیگه کتک خورده بود، تحقیر شده بود، از خونه بیرونش کرده بودند و همه درآمدش در زندگی مشترکشان خرج شده بود و حالا هیچ پس اندازی نداشت. حالا که چندماهی است منزل پدر و مادرش زندگی می کند، همسرش مدام تلفنی تهدیدش می کند که به محل کارش خواهد آمد و آبرویش را می برد.
گفتم یه فرق بزرگ. زن بی پناه که به دنبال راهی برای طلاق بود و خاضر بود از مهریه و همه حق و حقوق مالی اش بگذرد حتی حلقه ازدواجش را هم خودش خریده بود!
چند روزه که دارم فکر می کنم آیا او می تواند از شوهرش جدا شود؟ آخه مثل بقیه زنها هیچ مدرکی برای اثبات حرفهایش در دادگاه نداشت...
گفتم یه فرق بزرگ. زن بی پناه که به دنبال راهی برای طلاق بود و خاضر بود از مهریه و همه حق و حقوق مالی اش بگذرد حتی حلقه ازدواجش را هم خودش خریده بود!
چند روزه که دارم فکر می کنم آیا او می تواند از شوهرش جدا شود؟ آخه مثل بقیه زنها هیچ مدرکی برای اثبات حرفهایش در دادگاه نداشت...
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:50  توسط زهرا مینویی
|
